شده عینِ این خواهر-برادریهای فیلمهای ایرانی، که تمامِ هنرِ بازیگریشون رو به خرج میدن تا بهجای بوس و بغل و محبتِ معمول همهی حسشون رو توی نگاه و حرکت و وسایلِ صحنه خلاصه کنن. سخته. وقتی دستت بهش نمیرسه و خیلی دوره، تهتغاری و دردونه هم هست، بهجای اینکه خودت رو پرت کنی تو بغلش، محکم به خودت بچسبونیش، هرچی دلت خواست ببوسیش و نگاهش کنی، بدون کلمهای، مجبوری همهی دلتنگیهات رو تو نامه و تلفن و چت خلاصه کنی، همهی هنرت رو بریزی تو کلمه و آیکون و نشونه، با خودت تو دلِ شب قهقههای بزنی یا زیرلبی قربون-صدقهای بری.
