حالا که از یه دنیای دیگه اومدم زیر پرچم آق سانسوریمون (پرچمِ آق سانسوری جای خاصیاش نیست، همین "دنیای خودمون" ه. ای بابا!) که بعد از کلی زحمتِ ساخت و ساز هنوز درگیرِ مبلمان و کاغذدیواری و مخلفاتشه، مجبورم قبل از اینکه سر هرمس مارانا طبل رسواییم رو توی بارگاهش بزنه و سورپرایزش رو بشه، خودمو رو کنم. رو شدم الان یعنی؟! (نگران نباش هرمس! مطمئن باش کاسه-کوزهی تو بههم نریخته.)
***
بیا! اگه دندانپزشک شده بودی، یونیت هم خریده بودی، الان با داییِ عزیز و بقیهي دندانپزشکان محترم دعوت شده بودی کیش! لابد احیا میگیرن اونجا سرِ مهمونیهای ناهارشون خب! گمونم انجمنِ دندانپزشکان هم داره آرشیو ِ سر هرمس رو میخونه و الان رسیده به بخش نافرمانیهای مدنی.
***
شام و تراس و عقشولانه که دیشب نشد. ولی صبح یکی از اون صبحانههای مفصل و آیینیِ مشهور داشتیم با "Let it Be" و "Parisienne Moonlight" و بقیهي بروبچزِ بیتلز و آناثما و کوهن و سلین و غیره. لابد میشه کلهی صبح هم با اینها رقصید، تانگو! یا درحالِ بستنِ پیشبندِ آشپزخونه واسه شوهر خان...cause I'm Your Lady' خوند.
پ.ن. همه میدونن ویرگولِ مکین بعد از "آشپزخونه" است، دلتون اگه خنک میشه بذارینش بعد از "شوهر خان"، خود دانید!
