« روزمره می‌خواستی؟ | Main | ندید بَدید یه خر خرید... »

پنجشنبه ۱۲ مهر ماه ۱۳۸۶

کاغذِ بی‌خط

یادت هست؟ یکی یه کاغذ A4، نوشتنِ شونزده تا کلمه‌ی اتفاقی در دو طولِ کاغذ، ارتباطِ هر دو تا کلمه و تداعیِ یه کلمه‌ي دیگه به ذهن و ... . شماها رو یادم نیست ولی خوب یادمه که آخرین کلمه‌ای که من به‌ش رسیدم "نوشتن" بود. یادت نیست اون کلمه‌هه چه نقشی داشت؟

***

این خیلی هیجان‌انگیزه که ماهیت ِ نامه و چت و تلفن و اس‌ام‌اس و پیغام و رو-در-رو حرف زدن باهم فرق می‌کنه و هرکدوم ادبیات و اصلن فرهنگِ خاص خودش رو داره، نمی‌تونن جای‌گزینِ هم باشن. ولی سید (نه سیدِ ورنوش اینا ها) می‌گه: "چه کاریه چت‌کردن؟ خب تلفن بزن!" شاید هم راست می‌گه، شاید برای من انقد پدیده‌ان که با هیجان پی‌اِم می‌فرستم: "بسه دیگه، گشنمه. پاشو شام بخوریم". شاید من تو هرکدوم یه گوشه از شخصیتم رو نشون می‌دم، مقدمه‌چینی‌های یه گپِ تلفنی، چطوری باز شدنِ یخ‌های یه دیدار حضوری، چه‌جوری توی چت پریدن، چه پیغامی گذاشتن. نه!  آخه اگه به سید باشه می‌گه: "چه کاریه تئاتر؟ یه چیزی رو بیست بار بازی می‌کنن! خب فیلم بازی کن!"  یا: "چه کاریه پرتره کشیدن؟ خب عکس بگیر!". این بشر دوست‌داشتنی هست ولی خب معصوم که نیست!

***

اشکالی نداره ها، فقط نمی‌دونم الان باید به هری بیش‌تر حسودی کنم یا به ویدا یا نی یا مترو یا چی که پاشده ساعت یازده با مترو رفته نشر نی، جلد دومِ هری‌پاتر و یادگارانِ مرگ، ترجمه‌ی ویدا اسلامیه رو خریده ساعت سه و نیم برگشته، حالا هم ولو شده رو تخت داره می‌خونه!

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.worldof.us/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1785

Comments (8)

ئه سرین:
ای جان! آخ جون آهان سلام حالا بذار برم یک کم فضولی کنم بچرخم تا بیام باز
پس مکینستان اینجاست.
واي مكين! نميدوني چقدر ذوق كردم ديدم واسه خودت مينويسي!!! مباركه!
:) به به! شما هم بلاگدار شديد! تبريك و به قول كامنت اولي، من برم يك چرخي بزنم
بدینوسیله مراتب تبریک خود را از تبدیل لینک در گوگل به آواز در باران و اعلام استقلال نویسندگی‌تان را از کامنت‌دانی به متن ابلاغ می‌نماییم. قلم‌فرسایی‌تان مستدام باد.
مهمترین نکته نظم عجیب ساعتهای ارسال پستهاست.
مبارکه، لذت بردیم و می بریم :)
ای وای چه خوب !