« زیاده‌گویی | Main | فوری، فوتی »

جمعه ۱۱ آبان ماه ۱۳۸۶

مـَـــ

       ستی از ما رودست خورده مَـــــــس‌تی ی ی ی ما از مَستی.

Comments (7)

ما هی می گوییم به این جوجه، عرق مردافکن ندهید ها! این هم نتیجه اش! تازه امروز صبح داشتیم غصه می خوریم که چه زود می گذرد این جور وقت ها مکین.
ئه سرین:
اینو می خواستم تو وبلاگ خودم بذارم ولی اینجا جاش بهتره: من بنده ی آن دمم که ساقی گوید یک کام دگر بگیر و من نتوانم! به من چه اگه ربط نداشت!!
خوب بوده ها!
نوش
به به ... ؛ می ماند به یادگار ... ؛
ما را به مستي افسانه كردند شيــــخان جـــــاهل پيران گــمراه
یک شراب خانه هایی دارد اینجا, شراب دستی می اندازد توپپپپپپ . بعد ما خب بودیم, شراب سفید خانه گی محصول وین هم بود. خب همه چیز مهیا بود. خب سر از اینجا در آوردیم خبببببب !!!!!!! هم. خب می فهممت خب !