« می‌خانه اگر ساقیِ صاحب‌نظری داشت... | Main | چون خموشانِ بی‌گنه روی بر آسمان مکن »

شنبه ۱۰ آذر ماه ۱۳۸۶

*

حالا هی من بگم "رو جهانِ بی‌کرانه را سَنَد بزن!" بگم ما زدیم شد، تو گوش نکن!

Comments (7)

آيدا:
اامممم.. می ترسم آخرش مجبور شیم با هم دوست شیم!!
ئه سرین:
مکین من خدای سوتی دادن تو خوندن ترانه هام! تابوترینش هم همون کنسرت نامجو جلو روش، نه دقیقا دست راستش! یه جای شعر رو زود یا دیر یا چپلکی، یادم نیست، خوندم! بعد فکر کن اون وسط همه یواش زمزمه اینا من بلننننننننننننند! اینو واسه چی گفتم؟ واسه مصرع بعد: من بعد عمری فهمدستم که مصرع بعد رو می خونم روی رود روی رود روی رود بی کسیت سد بزن! بعد خداییش از این یکی و خودمان خوشمان آمد مبسوط!
elham:
من یکی که دربست قبول دارم کران تا کران به نام شماست بالاخره وقتی فامیل شوور به یکی بگن "بهترین عروس کهکشان راه شیری "لاب طرف خیلی کاردرسته دیگه. نه؟
elham:
یک عدد حرف (د )به ضمیمه ارسال می گردد منظور از لاب لابد است چون بنده خیلی واردم اصلاح بلد نبودم اصلاحیه فرستادم (تهمت نزن خانم من به بقیه چی کار دارم اونا همه اصلاح هم بلدن ولی خوب صلاح مملکت در اینه که بجای اصلاح اصلاحیه بدن
یاد یه جک افتادم. یه آقایی می ره پیش یه آخوندی می گه می شه با کفش نماز خوند؟ آخونده می گه نه نمی شه. بعد یارو می گه من خوندم. شد.
مرمر:
مكين خيلي زود و سريع همه چيزو اعتراف كن مردم ديگه!!!!!!!!!!!كي ببينيمتون؟
فرانکلین:
متری چند اونوقت؟؟؟