« ستاره‌دار می‌شويم | Main | قهوه‌هایِ نيمه‌خورده »

چهارشنبه ۱۷ بهمن ماه ۱۳۸۶

اولين عکس من، قيل و قال عقشولانه

 

 

 

من مراجعه کردم،

 

و ذوق‌ها کردم ...

Comments (22)

WOOOOOOOOW خیلی خوش به حالت.
هی هی هی هی . اونم چی . جلو جلو . مبارکا باشه! ;)))
فرانکلین:
چقدر این سانی کلک شده. یه هفته پیشواز میره. شاید به خاطر اینکه روز ولنتاین که من می دونم سالگرد یه چیز دیگه هم است، یادش نره کادوت رو بده. ها ها ها ها ها ولی از شوخی گذشته این یکی از عطرهائی هست که من بوش رو خیلی دوست دارم.
وای! من چشام پر از اشک شد! اینجا چقدر عشقولانه ست
اهه؟! مگه ولنتاین گذشت؟
می گوییم تعداد کپی رایت های ما دارد در زنده گی تان کم کم خیلی زیاد می شود ها مکیـــــــــن! حواست هست؟
بابا مبارك است دست آقا منصور ندرده من ميگم بنده ي خدا چند وقت كم رنگه حضورش. دمش جيز!! در مورد كامنت گذاشتن هم با رخصت از هرمس كبير، بايد بگم نيت خيلي مهمه دخترم. بلاگر از وقتي هم فارسي شده، بسيار با نيت مخاطبان حال مي كند. اول نيت كن و بعد بر روي لينك كامنت كليك يا اشاره نما! :p
فیلدر شکن برای چی؟ با اپرا بیایید و حالش راببرید. برای ژاژخاییدن هم باید به آقای رودکی باید سلام می کردیم که نکردیم.
چه آقای خوش سلیقه‌ی غبطه بر انگیزی. به خدا.
سلام .. وبلاگتون رو برای او.لین باره رویت میکنم. راستی ما هم این حسن سلیقه رو تبریک میگیم!
مکین اونی که قاب داره گله؟ نه من+زورم اینه که اونی که گل داره قابه؟ بعد این تو اون کادوهه چطوری جاش شده!‌خدایا!‌اون چیه که خودش می‌دونی؟ من نمی‌دونم خب! چرا پای منو می‌کشید وسط اصلن. من به زندگی خصوصی شما چیکار دارم. مگه شما به زندگی خصوصیه من کار دارین! والا!‌حرف درمیارن واس آدم! حسودیمونم شده کلی الان این وسطا منم کادوی نارنجی میخوام!
خدا شامس بده خواهر! اگه مام شامس داشتیم که اسممونو میذاشتن شمسی خانوم.
هاااااا!‌من الان تو فضولینگینگم یهو اون جعبه‌ی طلایی رو دیدم و عطر رو به‌جا آوردم (سلام!‌ چطوری؟؟؟) چقده من کورم خداییش! ولی خب بتتر ترش اینه که ... بِلِش کن کلن این قرارَ رو تو رفتی؟ کیا رفتن! به من بگین! من دلم می‌خواست خپ!
Aida:
osulan mobarake sahar banoo! ba kolli arezuye radif baraye shakhse shakhise shoma va eshghetun ;) :) :* zemnan ma mokhlese shoma hastim besyar :P
Aida:
zemnan engar man ba commente ghabilm tedad commenta ro az zabunam lal nahsi darovordam! :D :)) ;)
رها:
قیافه من دیدنی هست الان، همین جور حاج و واج دارم نگاه می کنم، تازه به این نتیجه هم رسیدم که یه روزی نزدیک شده و ممکنه نرسم هیچ کاری برای اون روز بکنم!
amir:
ااااااااااه ه ه ه ه ه خوش به حالت مي شه بهش بگي واسه منم اون ولنتاين بگيره هيچكي نيست حالا اگرم نتونست بگو حتما عيد رو بهم بگه چون اونم هيچكي نيست
خانوم اگه ممکنه یک پیک از اون که فرمودین هم به سلامتی من بخورین - می دونم روم زیاده ها. ولی نمی تونستم بگم-
که چی ؟ خانوم ! با این سن و سال خجالت نمی کشی داغ دل یه سری جوون مثل منو تازه می کنی ؟ نمی گی همه مثل شما از این موقعیتا ندارن ؟ نمی گی من از فرط کمبود محبت معتاد میشم می افتم گوشه ی جوب ؟ نمی گی من گناه دارم ؟ نمی گی ما تو این جامعه یه سری کارتون خواب داریم ؟ ( چه ربطی داشت ؟) :D
داری خون به جیگرم میکنی ها ! یکی منو دوست داشته باشه لطفا یکی منو دوست داشته باشه به خدا کادو نمیخوام
بوکفسکی:
حسادت دونیم ترکید. بعد اگر این قیل و قاله، لطفاً چندتا عکس هم از آرامش تون بگذارید!