دیروز که داشتم اون راهِ پرشمشادِ سربالاییِ پیچدارِ خنک و خلوتِ دمِ غروب رو میرفتم بالا به سمتِ خوابگاهِ دانشگاه- و شما اصن باید حسودی کنید به این فضا، بسکه خوابگاه و بالاترش ساختمون تربیتبدنی دیگه دارن میرسن به کوه- به شمشادها که نگاه میکردم تا اون بالا هی تکرار شده بودن هشت هفت، هشت هفت... هشتاد و هفت، هشتاد و هفت... بهاریت هوا پاک خُلم کرده نه؟

Comments (7)
- کامنت نوشته شده توسط مریم صفا در روز دوشنبه، ۱۳ اسفندماه ۱۳۸۶، ۶:۳۰ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط آذین در روز دوشنبه، ۱۳ اسفندماه ۱۳۸۶، ۱۱:۵۳ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط araam در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۰:۰۰ صبح
- کامنت نوشته شده توسط iVahid در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۲:۲۱ صبح
- کامنت نوشته شده توسط فرانکلین در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۹:۴۲ صبح
- کامنت نوشته شده توسط بینام در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۰:۲۲ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط بینام در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۰:۲۳ بعدازظهر