میدونم چیه، از قهر بدم میاد. اگه دلتون میخواد تمام وجنات و سکناتتون در لحظهای نزدِ من زایل بشه و چیزی غیر از عیبهاتون نبینم، و میخواین تمام افسردگیهای عالم رو بریزین تو جونم و بعد خودتون رو عزیز کنین و آبروی سکناتتون رو دوباره بخرین، باهام قهر کنین و هروقت عشقتون کشید و احساس کردید که آخی خب دیگه بسشه آشتی کنید! بسسسکه من از قهر بدم میاد.
خودم میدونم چهمه. سکوت این شبهای خونه، که تو زود خیلی زود میخوابی، برای من هم حتا زیاده، سنگینه. نمیخوام بیصدا ساز بزنم. نمیخوام با هدفون موسیقی گوش بدم، که نمیدم هم! فکرکنم آخر هم کامران باورش نشد (نیستی که اینورا که رو-در-رو به خودت بگم دوباره) که گپ تلفنیمون چقد مزه داد. حرفهایی که خودشون میان و از چطوری؟ چه خبرها؟ میگذرن، از سردرگمی درمیآن و گرم میشن و تکلیف خودشون رو میدونن ولی باز هم نمیتونن نگرانیِ نکنه دارم زیادی حرف میزنم و بدموقع است و لابد کار داره و اینا رو تو خودشون نداشته باشن.
خودم دردمو میدونم. داداشه چندین شبه پیداش نیست، از وقتی از ولایتِ کابویها رفته ایالتِ آرنولد اینا، سرش گرمِ این جابهجایی است و دانشگاه، خونه، کار جدید و حال و حولِ جای جدیدتر و بهتر، دنیای مجازی کیلو چنده! دلم برای چتهامون تنگ شده.
خودم که میدونم چه خُلیتمه. خیلی وقته محسن گوش نکردم. هوم م م... میدونم هم چرا. محسن! محسن نامجو! (این نامجوشو فقط واسه این نوشتم که اگه بر فرض محال پای این مجازستان پیدات شد و اسمت رو سرچ کردی، توی دوهزارمین صفحه اقلن به اینجا برسی) خیلی بیمعرفتی! عمق فاجعه رو درک کن ها! من به همین سادگیا به کسی نمیگم بیمعرفت، انقـــد توجیهاتی رو که قراره از طرف بشنوم خودم تو ذهنم میسازم و انقد تو همون ذهنم بهش حق میدم که به سادگی بهش نمیگم بیمعرفت. ولی تولدت مبارک! گیرم که امروز نه ولی یکی از همین روزهای شروعِ بهار میلادی و قبل از بهارِ خودمون. اصن تو بگو من دقیقن میدونم کی! نمیخوام بگم بقیه هم بدونن :ي اصن به من چه که روز درختکاریه، تو تولدت مبارک!
میشناسم خودمو. بهتون حسودیم میشه که کارهاتون تو محل کار ِتون تعریفِ مشخص داره، که خستگیهاتون معقول و منطقیه. که لمدادنهای بعد از به خونه برگشتنتون حقتونه...
نه! اصن اینا همه بهونه است، من میدونم اون تهمهها چهمه، نمیتونم بنویسمش نمیتونم.

Comments (10)
- کامنت نوشته شده توسط سر هرمس مارانا در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۲:۵۹ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط bamdad در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۳:۴۷ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط مکین در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۶:۰۹ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط گلمریم در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۷:۴۸ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط الهام در روز سه شنبه، ۱۴ اسفندماه ۱۳۸۶، ۱۱:۵۶ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط الهام در روز چهارشنبه، ۱۵ اسفندماه ۱۳۸۶، ۰:۳۵ صبح
- کامنت نوشته شده توسط Nani در روز چهارشنبه، ۱۵ اسفندماه ۱۳۸۶، ۰:۰۰ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط NaNi در روز چهارشنبه، ۱۵ اسفندماه ۱۳۸۶، ۰:۰۲ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط فرانکلین در روز چهارشنبه، ۱۵ اسفندماه ۱۳۸۶، ۰:۵۸ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط جونور در روز چهارشنبه، ۱۵ اسفندماه ۱۳۸۶، ۱:۵۱ بعدازظهر