« نامه‌ی اسکاتلندی به خودم | Main | به جای پستِ خالیِ آقای سانسورشده »

پنجشنبه ۱۶ اسفند ماه ۱۳۸۶

دو نقطه شرم‌گینون از الطاف‌تون

حرف، حرف، حرف‌ها که می‌زنی؛ غصه‌های جمع‌شده که با اشک و اشک و اشک آب می‌شن و می‌ریزن؛ لوسِ لوس که می‌شی و قاه‌قاه به حرف‌های تیکه‌تیکه‌ی لابه‌لای هق‌هق‌هات می‌خنده ولی از بغل‌ش جُدات نمی‌کنه؛ داد، داد و بیداد که می‌کنی با محسن (ول‌کن‌مون نیستی که! دل‌مون تنگ شده خب برات. منت‌کشی به همین سرعت!) و با سوت و بی‌سکوت که آش‌پزی می‌کنی؛ قهقهه‌های خواهرزاده‌هه که می‌پیچه تو خونه و بَخَل‌م کُن بخل‌م کن‌هاش ول‌ت نمی‌کنه؛ سوغاتی که می‌خوری؛ کامنت‌ها که می‌گیری... و حال‌ت که این همه خوبِ خوب می‌شه، باید و باید که پستِ زیری رو به زیرتر بفرستی، شده با دو خط نوشتنِ بی‌سلیقه.

 

پ.ن. و ... تو فاصله‌ی پابلیش‌تون یه نامه‌ی اسکاتلندی که می‌گیرین (آه! خوب شد حالا هرمس؟!) با یه موسیقیِ تهِ نوستالژی، در برابر باد، با لیریک‌ش حتا! مجبور می‌شین که پی‌نوشت هم بذارین. دخترِ گل! دوس دارم بگم کی‌بودی آخه! بگم؟ بیا تو کامنت‌دونی از خودت یه صدایی در کن! می‌دونی که خیلی مرسی :*

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.worldof.us/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1798

Comments (11)

من اگه این عمله خفه کن ها رو نداشتم، معتاد می شدم...رسما
شت. تازه می خواستم بخاطر اعتیاد باهات قهر کنم من رو انداختی تو رودروایسی! خب آخه من بچه دارم نمی تونم با عناصر مسئله دار دوست باشم! خیلی خوب آشتی آشتی دیگه همیشه آشتی.س پ.ن به خودم : خیلی جوادی آخه آدم آهنگ جمشید رو توی کامنت می نویسه؟
صدا در كردن اصولا خطرناكه! انقدر كه مي تونه فصل اول يه رمان مثل دائي جان ناپلئون رو به خودش اختصاص بده. پس بي خيال صدا، بيا همون ماچ و موچ لطفا فقط :) :*
نسیم:
ها نه من اگه پاش بیفته حسابی گارفیلدم.ولی گاهی اوقات انقدر اوضاع اسکاتلندی (!) می شه که هی پاش میفته . امروز رفتم پازل جدید عیدونه واسه خودم خریدم و کلی یادت فتادم :دی
Mandana:
طوفانت رد شد دیگه انگار... دیروز که یادداشت قبلیت رو دیدم احساس دست و پا چلفتی بودن بهم دست داده بود. هی خواستم چیزی بنویسم که یا آروم کنه یه ذره یا بخندوندت، اما هیچ چیزی به فکرم نمی رسید. بلد نیستم از راه دور حرف بزنم... خوشحالم که حال و هوات بهتره.
فرانکلین:
ولی فکر کنم بامن حرف زدی ییهو حالت خوب شد. مگه نه مکین جون. اعتماد به نفس رو که داری؟؟؟ لامصب رو هزاره
الهام:
بنویس عزیزم بنویس چی شد! در پوسته بنویس!
وای چقدر نوشته ت مثه اون چیزی بود که من میخواستم بنویسم.چقدر حال کردم دختر! نیلوفر!
amir:
سلام چطوری؟ اولا که هر جامطرب نوشتن چرا به خودت می گیری ؟اصلا اسم مطربی و چه به موسیقی غربی ؟؟؟ دوم اینکه مطرب ما اگه بدونی چقدر زحمت کشید سوم اینکه آدرس چی شد ؟؟؟ چارم اینکه موندی تو وهادی پنجم نداره
بعضی پوستها حساسترندو بعضی کلفتتر. بعضی زخمها هرچند که هیچی نباشند و علتشان هم سطحی و مزخرف باشد دیر خوب می شوندیا جایشان می ماند تو پوست حساسی داری ولی امیدوارم زخمت آنقدر بی اثر و بی اساس باشد که جایش روی پوست صاف و لطیفت نماند به پوستت سالیان سال احتیاج داری......پوست کلفت باش.
عجب!