آقای یونیورس عزیز میشه به جناب علیبی بفرمایین که یک ماهی هست که در حالِ لیلی گذاشتن به لالای من و (اِن شاءَ یو) آقای سانسورشدهاین نه دور و بر خردهفرمایشات خانوم آهو نمیشوی و هیچ یاد گذشتِ زمان نبودهاین چه برسه که بخواین نگهش دارین و اصلن حواستون انقدر پرت بوده که مدام پاتون میرفته روی سیمهای آقای سیزیف و دادش که درمیاومده شما با دستی زیر چونه و ابروهای بالاانداخته و چشمهای خمار و لبخند کشدار یه نیمنگاهی میکردهاین و حتا زحمت تکون خوردن هم به خودتون نمیدادهاین و با قهقهههای به سادگیباقلقلکهاتونبهآسمونتونرسیدهی من (داشتین این همه نیمفاصله رو!) تفریح میکردهاین؟
میشه حالا یهکم رخوتِ بهاریتون رو جمع و جور کنین و یاد بقیه هم بیافتین و یاد من هم بندازین که بهارانهمو دیگه بس کنم و بهجای انقد چُســــــــبیدنِ (سلام سانی جون!) بهارانه به سانیمون، به فلوتم بچسبم و بدانم که "ارکستر" واقعیتی است به هرحال برای خودش و بترسم که استادِ "فرم" میتواند جدیجدی با پنبهاش سرمان را ببُرد و بفهمم که سالها هم که بگذرد اخلاقِ مهربونِ استادِ "ساز"م عوض نخواهد شد که هوای امتحان پایان ترمم را داشته باشد و بجُنبم؟
بسیار سپاسگزارم.

Comments (11)
- کامنت نوشته شده توسط بوکفسکی در روز دوشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۷، ۷:۵۸ صبح
- کامنت نوشته شده توسط ئهسرین در روز دوشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۷، ۹:۰۹ صبح
- کامنت نوشته شده توسط مکین در روز دوشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۷، ۳:۴۴ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط سر هرمس مارانا در روز دوشنبه، ۲۶ فروردینماه ۱۳۸۷، ۴:۳۳ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط نازلی در روز سه شنبه، ۲۷ فروردینماه ۱۳۸۷، ۵:۰۳ صبح
- کامنت نوشته شده توسط niaz در روز سه شنبه، ۲۷ فروردینماه ۱۳۸۷، ۸:۴۷ صبح
- کامنت نوشته شده توسط کنج قفس در روز سه شنبه، ۲۷ فروردینماه ۱۳۸۷، ۱۱:۴۴ صبح
- کامنت نوشته شده توسط مسعوده در روز سه شنبه، ۲۷ فروردینماه ۱۳۸۷، ۶:۳۵ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط جونور در روز سه شنبه، ۲۷ فروردینماه ۱۳۸۷، ۱۱:۲۶ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط ئهسرین در روز چهارشنبه، ۲۸ فروردینماه ۱۳۸۷، ۲:۲۱ صبح
- کامنت نوشته شده توسط ناتالی در روز چهارشنبه، ۲۸ فروردینماه ۱۳۸۷، ۱۱:۲۷ صبح