« ル…ル†リァリャリァリェ‌ル†リァル…ル‡ ロŒリァ リウル„リァル… リョリァル†ルˆル…‌ル‡リァ ルˆ リ「ル‚リァロŒルˆル† リ「ロŒリッリァリŒ リヲル‡‌リウリアロŒル†リŒ | Main | سانی سانی سانی، سانی سانی »

چهارشنبه ۲۸ فروردین ماه ۱۳۸۷

*

البنه خب فرض من بر اینه که همه وقتی میان وبلاگستون حتمن اول یه چرخی تو بارگاه هرمس‌مون می‌زنن و یه زیارتی می‌کنن و حال‌شو می‌برن بعد می‌رن پِیِ کارای دیگه‌شون، در نتیجه هیچ هی دعوت‌تون نمی‌کنم به المپ‌شون. این دسته‌دومی‌ها رو ولی از دست ندین به جانِ خودم!

Comments (4)

به به! چه زيبا بود آن متنشان! اي دست دومي من نيز دست دومي هستم مرا در ياب! ولي چون با ايشان صنمي نداشتم و از موز هسته دارشان ترسيدم بسي انديشيدم كه زين جاي گذارم كامنتكي بس شگرفتتت!
این اسم جان مک‌کین رو هر بار می‌خونم، فکر می‌کنم نوشته مکین. هاهاها.
جالب این‌که همه‌ی خواننده‌های مطلب با آن هم‌ذات‌پنداری می‌کنند.
من سحر‌شون‌م فربود! راستی آقای کنج! دیگه از اون شعرای مکینی‌تون پیدانکرده‌ین تازگیا؟ جوونور من امنیت جانی‌ت و امنیت‌های دیگه‌ت رو تضمین می‌کنم تو برو همون‌جا بکامنت.