« شده‌ام بت‌پرستِ تو، قسم به چشمون مست تو... | Main | امروز، من، انسان ِ ثلث قرنی »

جمعه ۳ خرداد ماه ۱۳۸۷

بعد دیدی؟ این‌جور وقت‌ها همه‌چی هم یهو با-هم تـَه می‌کشه!

Comments (21)

AydA:
uhum uhum
UHUM , shadidan!
ته مي‌كشه كه مي‌كشه (بر وزن وايسادم كه وايسادم...) چرا فونت مونت‌ها رو به هم مي‌ريزي؟!
Azin:
اوهوم بعدش باس بهش کم محلی کنی، به همه اون چیزایی که ته کشیدن. یه کم هویجوری زندگی کنی، بعد همونجوری یهو که رفتن، یهو هم برمی گردن.
مکین:
می‌ریزم که می‌ریزم :ي :ي آایِ آی‌وحید! فونت مونت عوض نکرده‌م داداچ! متن ندارم اصن، عنوان‌ها هم که بی‌چاره‌ها همیشه همین بوده فونت‌شون.
ها... دیدم دیدم! بعد دیدی هی میان بت می گن تنبل تنبل! بعد تو هم که ته کشیدی چی بگی خب؟ بعد مزه اش اینه که بگی تنبل هستم که هستم!
اولن که اصولن تو رسمن کلن هيچی نبفهمی! :ی اولا که اصولا تو رسما کلا هيچی نبفهمی! :ی (خداییش تو رو به همی سوی چراغ کدومش قشنگ‌تره؟!) دوما که نمی‌خوای بگی تو جمله‌ی دومی رو avvala osoola rasma... می‌خونی؟! دیدی حالا؟ نه خداییش دیدی؟! سوما که ای مطلب برارشوور شوما رو هم ما داغ داغ از تنور بیرون اومده بود، صرف کردیم! (پشه نیز نجنبد بی‌اذن ما، آبژی!) چارما که فونتات قبلن تو گودرن درستن بودن. الآن تیترن به هم خوردن و من اعصاب معصاب نداشتن تیترهای کج‌و‌کولن خوندن! ولی الله‌وکیلی، تو رو به همین قبله، وقتی داشتی توضیح می‌دادی که متن نداری، یک لحظه، فقط یک لحظه، با خودت فکر نکردی که این داداچ کیه؟! واقعن فکر کردی من آی‌کیوم انننننقدر پایینه که توضیح می‌دی اینو؟! نه! جدن! (به کسر ج! خوب دختر خوب بنویس "جدا"، خیال رو راحت کن دیگه!) یکی با خودت این‌جور برخورد کنه خوشت می‌آد؟!!!
۱- من سمپادی نبودم، نیستم، نخواهم بود! چه برسه به هم‌سمپادی! :ی ۲- با تنوین نوشتن سخت نیست. اما ما اینجوری فارسیش می‌کنیم! مگه ما تو فارسی َ ِ ُ رو می‌نویسیم که ّ رو بنویسیم؟! ۳- من اگه زن‌بگیر بودم تا حالا چهارتا گرفته بودم! :ح حالا اگه دوستی چیزی داری که می‌خواب به همین هوا معرفیش کنی، یه بحث دیگه‌ست! :ی ۴- اینا غر نیست، شرط بلاغه! اما تو هم اگر پندبگیر بودی که... :ح ۵- حالا بالاخره نفت دارین یا نه؟! :ی
می‌دونم بابا! منم اگه دیدی ادامه می‌دادم به علت بهانه‌ی درس نخوندن شب امتحان بود! کلن! :ی ولی خودمونیم اگه می‌خواستی حرفت رو به کرسی بشونی هم کرسی ما جا نداشت! :ح خوش باشی جوون! دور هم گفتیم و خندیدیم و شما هم البته کلی چیزی یاد گرفتی! (به کسی نمی‌گم حالا من! :ی)
موسیقی آب گرم:
نه ندیدم :D
آره دیگه.از امروز همه میریزن اینجا هی برات تولد تولد میخونن.هی تو شمعا رو فوت میکنی هزار سال زنده باشی.هی من با خودم میگم اه دلم یه جشن تولد درست و درمون میخواد مثلا حتی پیش عمه لیلا.بعدنش با خودم میگم یه تیکه کیک تولد طلب من یه کادوی بوس مامان طلب مکین...بالاخره که میام حالا هم تفلد عید شما مبارک
ضمنن هیچم نامردی و جر زنی نیستش که ادم یه روز زودتر بیاد دست بزنه شادی کنه برقصه بگه "عزیزم جشن میلادت مبارک"و این حرفا خوب تازه همه باید بفهمن وقتی یکی یه هو میفهمه همه چی یه هو باهم ته میکشه یعنی حتمن تولدش داره میاد.من اسم اینو گذاشتم دیپرشن پری برث دی خودم رسمن یه روز مونده به تولدم میشم دوست جون سگ حاجی فرج اینا.بعد هی با خودم فکر میکنم ااااااااااااایه سال دیگه هم رفت...ااااااااچه زود...ااااااااااپس چرا من اینجام هنوز و از این حرفا...تازه یه وقتایی بدترم میشم هی با خودم میگم یعنی چی؟من اینهمه همه رو دوست دارم...یعنی کجان اون اینهمه پس؟یعنی مثلا یه اس ام اسم قاطی گرفتاریاشون سهم من نبودش؟بعدن با خودم میگم هی دختره یه ریزه ادم باش..توقع نداشته باش از ملت.مگه تو تاجری که میگی چون همیشه همه چیت سهم بقیه بوده حالا باید مثلا بقیه حتی یه اپسیلون برات جا بذارن،بعد باز چشام میسوزه و دماغم تیر میکشه که یعنی خوب چی کار کنم یه وقتایی آدم دلش میخوااااد،همین!و خلاصه این دعواها و جنگای داخلی اونقدر کش میان که یه هو من یه روز مونده به تولدم اصولن رسمن سرمو میکنم تو بالش و...باقیشم که میدونی خاله!بعد خوب که برا مصائب مسیح عزاداری فرمودیم از جام ÷امیشم میرم صورتمو میشورم و میگم گور بابای دنیا و اساسن تا اینو میگم گوشیم شروع میکنه پشتک و وارو زدن که یعنی هی اس ام اس داری و بعدنش یه هو میبینم اااااااااااافلانی که دقیقا یه ساله ازش خبر ندارم درست بعد یه سال دوباره برام نوشته؛عزیزم جشن میلادت مبارک/منو اون سوی جشن دل نذاری و خلاصه اینجوری میشه که به قول آذین همه ی اون چیزایی که یهویی خودشون رفته بودن و ته کشیده بودن در اقدامی خودجوش و مردمی باهم بر میگردن تازه دست پر تر حالا بازم تفلد عید شما مبارک خاله بووووووووووووووووووس هوار و شونصد تا
اهان یه چی دیگه هم بگم:خوب دلم میخواد کامنت شونصد خطی بنویسم!بخیلید مگه:D :D تازه شم تولد خاله مکین خودمه...مگه چیه؟ تولدتم مبارک مگه چیه؟نفت بیگیرم؟:D
اجازه بدید.اجازه بدید.باور کنید من سه بار اون کامنت بالا رو پست نکردم اما خوب به هرحال مگیه چیه تولد خاله مکین خودمه.مگه چیه؟تفلدتم مبارک.دوستم داره.مگه چیه؟نفت بیگیرم؟ دو نقطه دی+پی +هر چی
آخ گفتـــی...
الهام خضرایی منش:
مگه تولدت چندمه؟
آی ما به دانشگاه و عمه لیلاتون حسودی کردیم آقا... آی حسودی کردیم آقا...آی!
نیوشا:
تولدتون مفارک فاشه
چندگانه:
تولدت مبارک :)
چندگانه:
؟؟؟؟ ها تولدت مبارک باز
مکين جونم تولدت مبارک يه عالمه :*:* کيک ما هم يادت نره در ضمن :P