« دعای آغاز و پایان روز | Main | اِس اِس هم اس اس‌های خارجی »

دوشنبه ۱۰ تیر ماه ۱۳۸۷

تورس، راموس، کاسیاس... این سین‌های دوس‌داشتنی اسپانیا

و به این ترتیب نیمه‌ی اول فینال جام عجیب یورو دوهزار و هشت، دوتایی در خانه به‌صرفِ فتوچینی و سس خامه و قارچ و روغن‌زیتون و چایی و شکلات و اس‌ام‌اس‌های کل‌کلانه! ها ها علیرفتی شام چی قراره بدی؟ حیفِ مربی‌تون که خوش‌تیپه و انگار از فیلم‌های دهه‌ی هشتاد پریده بیرون!

جدن که حواشی فوتبال (آیدا با فوت‌بال چطوری؟) و انگیزه‌های غیرمعنوی‌ش هم مثل حواشی دوس‌داشتنیِ دیگه، مثل وبلاگستان، یه بشقاب استیک، اصن کلن زندگی(!) جذاب‌تر از خودش اگه نباشه جذابه. لااقل واسه منِ حاشیه‌پسند.

این سانی هم که طاقت نیاورد، بین دونیمه پرید رفت بقیه‌ی بازی رو با بروبچز خونه‌ی مامان و داییم ببینه. من اما حال به هم زدنِ این رخوته رو نداشتم. نیمه‌ی دوم جیغ‌های تنهایی.

Comments (5)

haa:) manam omidvaram espanini bebare:D ishallo:D morabbie alman kojash khoshtipe?soosoole:D
خوب به سلامتی این اسپانیاتون هم که برد و کلی خوچالین الان : دی فقط اومدم تبریکات صمیمانه خودم رو ابلاغ کنم خوب باشی
اسم ننویسم نمیشناسیم یعنی؟:
منو مهمون کن از اینا بپزون ببینم دست پختت چجوره بسسونمت یا نه! آخی یوآخیملو، آخی یوآخیم! طفلی گناهی! بیشرف عجب خوش تیپه و خوشگله!دونقطه دی
اوني كه فكر كردي اون يكيو مي شناسه!:
نچ! نمي دونم ! يعني كي مي تونه باشه؟ دونخطه دي
دیدی ائتلافمون جواب داد!!! دودورو دودو... فقط من یه سوال برام پیش اومده: یعنی تو آلمان یه پیرهن مردونه آستین کوتاه پیدا نمیشه که این مربی شون همیشه باید آستین بلندشو تا بالای آرنج، تا بزنه؟!؟