و به این ترتیب نیمهی اول فینال جام عجیب یورو دوهزار و هشت، دوتایی در خانه بهصرفِ فتوچینی و سس خامه و قارچ و روغنزیتون و چایی و شکلات و اساماسهای کلکلانه! ها ها علیرفتی شام چی قراره بدی؟ حیفِ مربیتون که خوشتیپه و انگار از فیلمهای دههی هشتاد پریده بیرون!
جدن که حواشی فوتبال (آیدا با فوتبال چطوری؟) و انگیزههای غیرمعنویش هم مثل حواشی دوسداشتنیِ دیگه، مثل وبلاگستان، یه بشقاب استیک، اصن کلن زندگی(!) جذابتر از خودش اگه نباشه جذابه. لااقل واسه منِ حاشیهپسند.
این سانی هم که طاقت نیاورد، بین دونیمه پرید رفت بقیهی بازی رو با بروبچز خونهی مامان و داییم ببینه. من اما حال به هم زدنِ این رخوته رو نداشتم. نیمهی دوم جیغهای تنهایی.

Comments (5)
- کامنت نوشته شده توسط soorena در روز دوشنبه، ۱۰ تیرماه ۱۳۸۷، ۰:۳۰ صبح
- کامنت نوشته شده توسط تنهاترین در روز دوشنبه، ۱۰ تیرماه ۱۳۸۷، ۴:۵۸ صبح
- کامنت نوشته شده توسط اسم ننویسم نمیشناسیم یعنی؟ در روز دوشنبه، ۱۰ تیرماه ۱۳۸۷، ۱۱:۰۸ صبح
- کامنت نوشته شده توسط اوني كه فكر كردي اون يكيو مي شناسه! در روز سه شنبه، ۱۱ تیرماه ۱۳۸۷، ۰:۲۶ صبح
- کامنت نوشته شده توسط المیرا در روز چهارشنبه، ۱۲ تیرماه ۱۳۸۷، ۹:۵۷ صبح