« تریپل فیلتر | Main | آدم است دیگر، گاهی چت می‌کند لابد- 2 * »

یکشنبه ۲۳ تیر ماه ۱۳۸۷

آنتی‌نامه‌ی سرخ‌پوستی*

اون روزی که برات می‌نوشتم، هیچ فکر نمی‌کردم که دارم اشتباه می‌کنم، اصلن انقدر مطمئن بودم به حرف‌هام که دوباره نخونده و ادیت نشده برات نامه رو فرستادم. فکر می‌کردم خیلی دارم دوستانه رفتار می‌کنم که عیبی رو که لابد آدم‌های دیگه تو رودرواسی به‌ت نمی‌گن دارم می‌گم. چه بی‌جا فکر می‌کردم که لحن نامهربونِ تندم اذیتت نمی‌کنه و لابد با شناختی که ازم داری، می‌خونی و حداقل از خودت دفاع می‌کنی. این نقطه ضعف منو می‌کشه، این‌که هی نگران نقطه‌های سیاهِ رابطه‌هام‌ام. این‌که باید مطمئن شم پاک‌شون کردم. کاش اقلن تو هم حرف زده بودی. اون‌جوری که سنگِ آدما تو حرف زدن باهم واکنده می‌شه، دوستیه صیقل می‌خوره، یا یه چیزی به‌ش اضافه می‌شه یا تکلیفش معلوم می‌شه، خیلی بهتره تا این تحویل نگرفتن (دیگه حتا دلم نمی‌خواد بگم قهر). اشتباه کردم. من آدمِ بی‌خیال شدن رابطه‌هام نیستم. آدمِ ول کردن رفاقت‌ها به امونِ خدا. اشتباه کردم برات اون نامه رو نوشتم. بی‌خود این همه ناراحت شده بودم و ازت ایراد گرفته بودم. بی‌خود ادعا می‌کنم که دارم سعی می‌کنم آدما رو همون‌جوری که هستن بپذیرم نه اون‌جوری که می‌خوام و گاهی کم میارم. اشتباه کردم حرف‌های ناگهانیِ غیظ‌دار برات نوشتم. معذرت می‌خوام.

*

Comments (15)

تو ماهیییییییییییی مکین معرکه ای !!! هاگ
اصلاً ناراحت نباش من اصلاً به دل نگرفتم. خب همه بهم می گن چاق تو هم یکیش دلیل نشد که باهم قهر کنیم؟ فقط غذا تون کم بود خیلی هم خوب نشده بود چیپس هم نداشتین واسه همین من یه کم دمق شده بودم ولی سر سنگین و قهر و اینا که نبودم!س
فرانکلین:
سلام مکین. منظر تلفن من باش. ببخشید اونروز سریع تلفن رو قطع کردم. آخه مادر شوهر و جاری تو ماشین بغل دستم بودن.
مکین:
بابا تنهاجان! دونقطه عرق-چیلیک‌چلیک از پیشونی/// خب آخه من به فکر رژیم تو بودم سولماز، نداشتی مگه؟
اي واي ننه ! من قبول دارم عصبيم، بد اخلاقم ، بي حوصله ام ،وحشيم ، بي ادبم، زبون درازم ، بي مزه ام ،خود پسندم واسه چي آخه از دستت ناراحت شم؟! من همه اينارو قبول دارم ولي علاوه بر اينا تو به من گفتي نازك نارنجي! خدايش چرااااااااااااااا!!!؟؟؟ خوب ولي در كل چون ننه گل مني از دستت ناراحت نشدم.اگه وخ كردي باز نامه بفرست واسم :ي
يه وخ فك نكني من از اين جك و جونور ها هستم كه خودشون نخود هر آشي مي كنن :)))))
soorena:
ajib ehsas kardam in matlabeto khodam neveshtam:)
دخترک کولی:
مکین؟ خوبی؟ ببین من عاشق اینم که یه مرد رو در حالات مختلف حسی با سیگار ببینم وقت بارون وقت تو قطار وقت خواب وقت سکس تو کوچه تو پشت بوم وقت خوشحالی وقت ناراحتی قبل صبونه بعد صبونه وقت موسیقی گوش دادن وقت ساز زدن وقت انتظار همینطور برو تا اخر .دوستم امیر میگه فقط دید خبر نگاری داری! بعدشم که این نوشتت منو یاد این انداخت که واسه یه دختر پشت یه نقاشی تمام حس دوست داشتنم بهشو نوشته بودم و هنوز نداده بودم بهش حالا بعد رفتاراش دلم میخواد نوشته رو های های گریه کنم. به ئسرین بگو میخوامش دلم تنگش
دخترک کولی:
واااااااااااای راستی فلوتو نگفتم ببینم وقت نقاشی یهو فلوت میارم فلوتم رنگی رنگی میشه دهنم رنگی رنگی میشه انگشتامم که رنگی رنگیه دوست دارم فلوتو و ساز دهنیو چون تو سوتین ادم :-Dجا میشه و میشه همه جا برده بشه
اون پس ورد موقتيه. بعد از خدمت برش مي دارم. بدون كولر هم نميشه گفت سخته. افتضاحه!!!! احساس هم دردي. اين مطلبتون رو عجيب دوست دارم. توي حالتي بودم اخيرا كه دلم ميخواست همچين چيزي بنويسم. حال كردم باهاش.
خب اگه واقعن داری معذرت خواهی می کنی مکین، سعی می کنم، سعی میکنم قهرم رو بشکونم!
Anonymous:
ببین طرف مخاطب این مکین خیلی بچه‌ی خوبیه خب گاهی وقتا اشتباه می‌کنه. مکین است دیگر گاهی بیخود داغ می‌کند. مکین ولی با من یه هماهنگی بکن ببینم چی نوشته بودی توش دخترو!!! می‌شه ازش دفاع کرد یا دارم خودمو ضایع می‌کنم!
اون ناشناسه منم! هنوز به اون حد باحالی نرسیدم که از تُن ِ صدام تشخیص بدن کی هستم گفتم خودمو معرفی کنم. چراغو روشن کن مکین ببینی کی داره حرف می‌زنه!‌هه هه
مکین:
والله دخترک جانِ کولی به جونِ خودم ما سازمون رو می‌ذاریم تو کیس‌اش این‌ور اون‌ور می‌بریم، همچین کوچولوام نیست ها! /// مسی از خودش بپرس، من ندارم نامه‌هه رو :ي
نازییییی!!!! منم همین مشکل رو دارم که همش بعد از زدن یه حرف فکر می کنم که طرفم ناراحت شده یا نه البته با شناختی که من از تو دارم تواین فکرا رو قبل از زدن حرف میکنی بنا بر این نباید نگرا ن عکس العمل طرفت باشی شاید مشکل از روحیه ِ حساس اونه.