« شنیده‌م رَپ‌خون‌ی، خب منم همین‌طور... | Main | صد و بیست و دو »

جمعه ۲۵ مرداد ماه ۱۳۸۷

تو بگو نارسیسه

زن بودن قشنگ‌ترین کار دنیاست! نه، تازه کشف نکرده‌م! خیلی‌ها هم گفته‌ن می‌دونم، این همه هیاهوی دور و بر هم دارم می‌بینم از حق نداشته‌ی زنان و متأثرم. من ولی الان همچین بدون این‌که دستِ خودم باشه داره از زبونم شُره می‌کنه رو انگشتام که بنویسم زن بودن بهترین بودنِ دنیاست.
بعد هم خدا رو شکر کنم که آینه‌ها خلق شده‌ن و هم دیوارهای سفیدی که سایه‌ی شارپ و بی‌حاشیه‌ی آدم رو بندازن رو خودشون- دیدی؟ اون‌جوری که از یه نورِ کمِ مستقیم‌ه، سیاهِ سیاهه؟- وگرنه تو این هیر و ویر چشمه از کجا باید گیر می‌آوردم. گیرم که پیدا کردم، اومدیم و گلِ نرگس بودن به‌م نمی‌اومد... اصن بدجوری داره دلم نمی‌خواد جای هیچ‌کس دیگه‌ای باشم.

Comments (7)

ما که البت نمی‌دونیم شما چی می‌گی اما حکما هست دیگه! مهم هم همینه مکین. خود آدم باید راضی باشه و بس! (قال آی‌وحید)
منم اگه جای مکین بودم این همه دوست داشتنی بودم خوب اینجوری میشدم دیگه!
soorena:
man ham be tarze bimargoonei in ghaziaro ghabool daram:D fekr konam bekhatere Gemini boodan ham bashe:))
ام... خوبه كه اين طوري فكر مي كني. من زياد نمي تونم اين طوري فكر كنم. شايدم اصلن نمي تونم!
Anonymous:
میدونستی نرگس مرد بوده ؟
مکین:
اوووهووم! واس همین گفتم "نارسیسه" با تای تأنیث :ي
amir:
ما اومديم اينجي سر زديم /گرچه خونديم، نخونده پر زديم نوشتن به جا نديديم در اين وبلاگ كه/ بي نوشتن از خواندن همين جور پرپر زديم قصد تمجيد داشتم و عرضه نفهميدنم چون خوابم