« تو بگو نارسیسه | Main | حتا هوس کنم که شماره‌دار بنویسم، اشکالی نداره هرمس؟ »

چهارشنبه ۳۰ مرداد ماه ۱۳۸۷

صد و بیست و دو

می‌خوام تمرین کنم که بنویسم،‌ نه از اون تمرین‌های که خانوم پیاده‌رو می‌کنه ها! از همین دست‌گرمی‌هایی که وقتی هیچی ندارم بنویسم یا گاهی هم از شدت همه‌چی داشته‌گی واسه تعریف کردن، کُپ می‌کنم و هیچی نمی‌نویسم. از همون‌ها که ممکنه یه روزمره‌ی ساده باشه، تکرار یه حس تکراری باشه، هرچی دل تنگم می‌خواهد باشه. اصن می‌دونین چقد درفت واسه خودم این‌جا ردیف کرده‌م که نه کاملن نه اونی که دلم می‌خواد واسه همین هیچ حس و حالش پیدا نمی‌شه که بیام بذارم این‌جا (نه لالا خانوم این‌ها غر نیست که وااای حال نوشتن ندارم). اصن می‌خواین آنونس بدم که چه‌ها می‌خوام تعریف کنم براتون و حتا درفت‌شون هم نکرده‌ام؟ شاید اون‌جوری شماها یه گیری دادین که مجبوور شم بیام بنویسم. پس داشته باشید:

- می‌خوام از این دو تا خواهرزاده‌های فسقله که دومی هنوز ده روز هم نیست به دنیا اومده عکس بذارم.
- می‌خوام از مسافرت و پریدن و چریدن با بچه‌های دایی که تین‌ایجر درون‌تون رو (بله آقای وضعیتِ آخر یادش رفته که به غیر از کودک درون تین‌اجر درون هم داریم بد!) بدجوری بیدار می‌کنن بنویسم.
- می‌خوام یه موسیقی خل‌خلانه‌ی باحال براتون بذارم.
- می‌خوام از ... و ...‌ها بنویسم.
- ...
- آهاااا حتا...

دیگه چیزی یادم نمیاد عجالتن. دارم هم سعی می‌کنم هی نوشته‌مو بیس بار نخونم و به جاهای مختلفش و واکنش دیگران و ال و بل فکر نکنم.

اصن هیچ معلومه که آواز در باران مکین هم الکی‌الکی یک‌ساله شد؟! اوووه اون هم چه یک سالی! یادم باشه بیام بنویسم...

Comments (11)

Azin:
مبااااارکه :):*
هاهاها، خوب این که انقدر صغری کبری چیدن نداشت، یک کلمه می‌گفتی تولدمه و دعوت می‌کردی و کیک و اینا. ما هم کادو می‌خریدیم می‌اومدیم بزنی و برقصی و اینا... چرا لقمه رو دور سرت می‌پیچونی؟! :ی انی‌وی مبارکه! ؛)
آخي، منم تبريک ميگم يه عالمه براي ني ني و اينجا که يه ساله شده :*
فکر کنم چون یکساله شده یهو این تصمیم رو گرفتی.نوشتن رو میگم. ولی بعضی اتفاق ها و آدم ها و مکان ها هستن که وقتی زمان از روشون میگذره دیگه نمیشه وصفشون کرد تو نوشته پس اونایی رو که می خوای بنویسی تند تر شروع کن به نوشتنشون.
ئه سرین:
مکین هستند یک ساله از کرج! :-*
فرانکلین:
خانم مکین. یکسالگیتون مبارک
خیلی مبارکه مکین بانو :) بعدشم بالاخره هیشکی به من نگفت این مکِــین که این همه دوسش دارم یعنی چی:(
soorena:
تولد تولد تولدش مبارک:) هر چه ميخواهد دل تنگت بگو :*
یعنی الان داری تمرین میکنی که لقمه رو دور سرت بچرخونی و بخوری حتی آیا؟؟؟ یا نه بلد بودی رو نکرده بودی حتی :دی خوب تولدش مبارکه خیلی خیلیییییی زیاد. ولی حالا نمیخوایی شیرینی بدی چرا میپیچونی خوب :دی منتظر همه اون لیسته هستیما وگرنه خودم میام هر روووووووز گیر میدم چی شد اون آپدیتی که قولشو دادی :-* خوب باشی همیشه گل خانم
تبريك مكين جان! هم براي فسقله و هم آوازت در باران :)
sormeh:
به این زودی ؟؟؟ (: