دیشب که داغداغ مینوشتم- و این World of Us مون باهام راه نیومد که بعد از پابلیش ببینمش اقلندکن که نیومد، حالا هی بگین مرفهِ بیدردی- هیچ یادم نبود که ناخودآگاه دارم به زبان شما مینویسم خانوم سولماز هفتاد و شیش تا رایتِ کپیتون رو رعایت کنم. صبح- حالا- یادم افتاد، شرمنده. مزه داد ولی این مدلی نوشتن.
هه! همه که لابد یادشونه واسه خودِ بیحافظهت دارم توضیح میدم هرمس، جهنم و ضرر- من؟ تلافی؟ هاه چه حرفها!- که اون جملهی بولدشدهی پست پایین هم مال تو بود. هیچ ولی دیگه یادم نیست کی و کجا گفته بودی. ببین حالا ها! یه بار ما خواستیم اسم تو رو نیاریم و هی سر نکنیم تو سوراخ بارگاهت، نشد که.
مکینه دیگه! گاهی که نه، همیشه وجداندرد داره.

Comments (2)
- کامنت نوشته شده توسط سورنا در روز جمعه، ۵ مهرماه ۱۳۸۷، ۵:۵۷ بعدازظهر
- کامنت نوشته شده توسط golmaryam در روز جمعه، ۵ مهرماه ۱۳۸۷، ۸:۴۳ بعدازظهر