« علی تای‌چی | Main | آیدا همین‌ها قبوله جای "چه‌خبر"؟ »

شنبه ۳۰ آذر ماه ۱۳۸۷

شب-چلّه‌تون هم مبارک!

اصلن بهترین موقع‌ش همین وقت‌هاست، شعرخوندن رو می‌گم، تو تب و دردناکی و سوز و گداز مریضی. همین وقتی که انقدر یواش و اسلوموشن شده‌ای که تمپوی تن‌ات با تمپوی وزن شعر یکی شده خودبه‌خود، سر ِدل و بی‌عجله. فرقی هم نمی‌کنه که چی بخونی، لابد فرقی هم نمی‌کنه قبلن چقدر خونده باشی‌ش. همین که بی‌صدا نخونی، بلندبلند هم نتونی که بخونی، همین که ناله‌های ای واای و آآآخ و ای دااادت بشه پچ‌پچه‌های:

کمر پردردش بر دست‌های من لغزید.
موهایش بر گلوگاهش ریخت و ...

بعد انگار داغی تن‌ت یادت بیاد، پات رو بلغزونی روی خنک‌ترهای تشک و غلت بزنی که:

و ناله‌اش میان دو افق سرگردان شد...

آره همین وقت‌هاست. که وقتی می‌خونی و صدای گرفته و خش‌دارت توی گلوت می‌پیچه و به گوش خودت فقط می‌رسه و اون تکون-تکون‌های گهواره‌ایش لذت شعره رو دوچندان می‌کنه بسه برای این‌که یادت بره درد داری.

 

 

پ.ن. و صدالبته که یه سانیِ شما-لوس-کن که ورداره لپ‌تاپش رو با یه حلقه چهارقسمتی فرندز بیاره تو رخت‌خواب‌تون هم جواب می‌ده، گاس که بیش‌تر :ي

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.worldof.us/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1880

Comments (7)

آخ فرندز تو رختخواب، نگو
خوب باشی همیشه مکین جونم مریض نباشی هیچ وقت :* شب چله شما هم خیلی مبارک باشه
ننه مكين مي بينم كه نا خوش احوالي !!! اي اين نوه ت پس كي به دردت مي خوره مي خواي بيام ويروسا رو با هم تقصيم كنيم؟
sepp:
شب یلدای شما هم مبارک! مال ما که مبارک نبود خیلی ببینم دختره تو چهارشنبه می آی کنسرت گلفام خیام تو سالن فارابی؟ مجانیه گویا
مکین:
این استاد خودمون هوشیار-برادرش- هم خیلی تبلیغشو کرد سپ. گمونم برم نمی دونم من قبلن هم کار گلفام رو دیدم دوست داشتم.
بله همون شادی با بچه هاش. تا 16 دی تهرانه.
به روزم...

Post a comment