« آیدا همین‌ها قبوله جای "چه‌خبر"؟ | Main | * »

پنجشنبه ۳ بهمن ماه ۱۳۸۷

خَم ساغری یا خُم ‌ش؟ مسأله این است.

سازشناسی ِ بالینی- یا نه اصن چی‌کار داری، خودِ صدای سازم- می‌گه که فلوت در مناطق پایینیِ (همون بمِ) صوتی‌ش صدای گرم و مخملی و گیرایی داره. ولی ضعیفه، نمی‌تونه توی این منطقه‌ی صوتی خیلی بلند و قوی و پرحجم باشه. عینِ خودم! صدای بَم‌ام انگار کن گرم-لالایی خوندن‌ها یا پچ‌پچه درگوشی معاشقه کردن‌ها و... حالا!
فلوت تو منطقه‌ی میانی صوتی‌ش خیلی خوش‌خوشانه، صدای نرم و زیبا و نسبتن درخشانی با حجم مقبولی ازش درمیاد و اصولن هم می‌تونه براتون هم تغزلی باشه هم شاد، هم آروم حرف بزنه هم بی‌قید و رها آواز بخونه، کنترل خوبی هم داره رو صداش، از پچ‌پچ بگیر تا داد. خب عین خودم. انگار که دارم براتون یه خاطره‌ی دور تعریف می‌کنم که سال‌های از روش ردشده، دیگه هیجانات و زیر و بمی‌ش رو ته‌نشین کرده برای خودم، واسه همین هم بیش‌تر جاها با زیراییِ یکسان و ممتدی می‌شنوین‌ام. که ولی می‌شه هیجانی یا حُزنی اگه لازم شد، قاطی‌ش کنم. یا اصلن، صدای آواز خوندن‌مه. گیرم که خودم گاهی دوست‌ش داشته باشم گاهی نه، گیرم که فقط برای بعضی‌ها خوش‌صدا و شیرین باشه.
فلوته هرچی بالاتر می‌ره (زیرتر از لحاظ صدا!)، درخشندگی و شیشه‌ای بودن و، بگی‌نَگی، جیغ و ویغ ِ صداش هم بیش‌تر می‌شه تا جایی که دیگه اون بالابالاها ممکنه گوش‌خراش هم بشه. هه! کعینهونِ خودم. وقتِ عصبانیت، وقتِ خوش‌حالی‌های از تهِ دل، وقتِ قربون‌صدقه رفتن، با بچه‌ها بازی کردن... وقتِ هیجان‌های هیجان‌انگیز! و خب از اون‌جایی که بسیاری از اوقات زندگانی من در همین بخش می‌گذره درنتیجه صِدام هم اصولن در همین رژیسترِ صوتی به‌سر می‌بره.
درنتیجه، آقا می‌خوام صِدامو یکی-دو پرده (ی صوتی بابا!)، یکی-دو دانگ حتا، عمل کنم، پایین بیارم.

 

پ.نِ بی‌ربط: انتقاداتِ دوستانه‌ی رسیده از همین گوشه-کنار:
- مکین چقد صدات ضِـغ‌غ‌غ‌غ ه (خدایی اصن بلدین بنویسین‌اش؟!)
- جیغ‌جیغو! بیدارمون کردی!
- تو چقد حجیییمی!
...
که خب در تصمیم‌گیری من مؤثر نبوده‌ن (معلومه نه؟ دونقطه سوووت)

 

پ.ن ِ بی‌ربط‌تر: امروز اجرای آوازگروهی (کُر) داشتیم، اجرای یه بخش‌هایی از کُرالِ کارمینا بورانای کارل اورف. من؟ خب در بخشِ سوپرانو می‌خوندم، با نت‌های نامردی که می‌رسه به همون منطقه‌های جیغ-جیغونکی. چه کاریه! عمل می‌کنم باریتون می‌خونم اصن!

 

پ.نِ مرتبط: می‌دونم سانی جون! نظر مثبتِ (لاله واقعن نظرش مثبته!) تو رو می‌دونم.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.worldof.us/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1882

Comments (8)

ننه مكين عزيز تر از جان! حالا چرا باريتون ؟! چون مي دوني مياي بغل من وا مي ستي و از صداي شيوا و بليغ من استفاده مي كني مي خواي عمل كني؟ هر چند اين آواز جمعي هم تموم شد و از شرش راحت شديم بريم بقيه واحد هاي كوفتي را بپاسيم :)) ... ضمنن اين ويلون سل عزيز بنده در همه جا و در هر حالتي صداي خوش و حذيذ داره اونم محض دل سوزوندن واسه برو بكس بادي چوبي و برنجي!! :))
خوب الان يه سووالی پيش اومده: موقع انتخاب فلوت بعنوان ساز اصليت از اين همه شباهت خبرداشتی يا بعدن فهميدی؟
ناتالي:
كعينهون :)))
برف انكانتر كي گفته ننه مكين اشتباه كرده؟! خيلي هم ساز خوبيه فلوت ... خوب ساختمانش اين طوريه ديگه تازه يه شنونده معمولي نمي تونه اين چيزارو تشخيص بده اگه مي گه تو قسمت بم نمي شه زد منظورش فورته فورتيسمو هستش كه اونم اگه بتونه اصلا دلپذير نيست
مکین:
بلیغ بیخیال بابا چه خشن شدی! اصن کِی کسی حرفی زد؟!!
مکین:
اصن کلن بعدن (ایول چقد قید!) میفهمه آدم جناب بریف!
سارا:
شما میدونی سولماز کجاست چرا نمی نویسه ؟یه خبری ؟تورو خدا بهم نگو که نمی دونی
مکین:
چرا چرا به خدا میدونم! سرگرم زندگی و بچه داری. به همین سادگی :ي حالش هم خوبه تا اونجایی که من میدونم از 4-5 روز پیش تاحالا. حالا لابد بالاخره یه وختی پیدامیکنه وبلاگش هم یه آب و جارویی بکنه که به قراانمجید اونو دیگه من نمیدونم کِی.

Post a comment