« خَم ساغری یا خُم ‌ش؟ مسأله این است. | Main | * »

جمعه ۱۱ بهمن ماه ۱۳۸۷

*

دل‌تنگی داریم تا دل‌تنگی. بعضی دل‌تنگی‌ها مالِ خود آدم نیست اصلن، حقِ آدم نیست. یعنی نه که سهمِ آدم از زندگی نباشه، اتفاقن هست. وقتی دلت تنگ هست یعنی سهمِ توئه از زندگی که هست. و نه یعنی این‌که تو خودت رو مستحق دل‌تنگی‌ه نمی‌دونی که اتفاقن انگار خیلی مازوخیستانه پرورش‌اش می‌دی واسه خودت.
می‌خوام بگم یه دل‌تنگی رو می‌تونی بیای این‌جا، یا اصن هرجا، هوار بزنی‌ش، بقیه هم بگن اوهوم. ولی اون دل‌تنگی‌ای که می‌گم فرق داره رو نه هوارش می‌تونی بزنی، نه تأیید بگیری، نه به‌روت بیاری، به روی خود دل‌تنگ کننده‌هه حتا (اگه موجود زنده باشه و جبر جغرافیایی و ابر و آسمون و غروب جمعه نباشه). واسه همینه که وقتی میای چار تا کلوم راجع به‌ش بنویسی بیهقی رو هم که خِرکِش کنی ورداری بیاری، هیچی از حرفات نمی‌فهمه...

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.worldof.us/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1883

Comments (2)

يعني مكين بهتر از اين نمي‌تونستي بگي :*
فرانکلین:
خیلی وقتا یه موضوعی تو ذهنم هست که می خوام بنویسمش. اما نمی شه. نمی تونم. ولی خیلی جالبه که همون موضوع رو تو نوشته های تو می بینم. مکین عزیزم که دلم یه عالمه برات تنگ شده، بدون که کاملن درکت میکنم. حتی اگر موضوع دلتنگیهامون هم یکی نباشه.

Post a comment