« مستی از ما ...؟ نه آقا جان فقط ما از مستی. | Main | Bibbidi-Bobbidi-Boo »

دوشنبه ۵ اسفند ماه ۱۳۸۷

خوش‌خیال

چراغ حمام خراب است. خودبه خود، بی‌خبر از خیال‌پروری‌های تو خاموش می‌شود. جا که می‌خوری از خفقانِ تاریکِ ناگهانی ولی کم‌کم خوشت می‌آید. خوب که در رخوتِ بخاردار و خلوتِ خودت جاخوش کردی دوباره روشن می‌شود. این بار بیش‌تر جا می‌خوری از خط نوری که روی خیسی تنت می‌افتد و انگار همه می‌بینندت. خودت را و خلوتت را جمع و جور می‌کنی و  آوازخواندنت را از سر می‌گیری.

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.worldof.us/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1891

Comments (3)

من خوشم اومد ، فقط با خط روي خيسي بدن نتونستم كنار بيام ، البته الآن كه دارم فكر ميكنم به يه نتايجي هم دارم ميرسم اما مطمئن نيستم كه هموني باشه كه منظورته
مرسيييييييييييييييي - امان از دست اين فيس بوك. به قول هرمس هويت آدم را بر ملا مي كند :ي - عوووه! راستي. يك سورپريز الان يادم افتاد كه دارم. صرف فردا و پس فردا آمدش مي كنم يكجوري هرمس را مشعوف كنيم. از خاطرات زمان جنگمون يك دست نوشته ازش دارم. چه شود ..... خبرتون مي كنم
ها، ببين فيلمو، اصن اين آهنگ رو فيلم يه چيز ديگس جون خودم

Post a comment