« * | Main | یله‌ستان »

یکشنبه ۲۳ فروردین ماه ۱۳۸۸

که بدانی که می‌دانم که می‌دانی‌ام

همان سیمِ آخر بود. مطمئنم. تهِ ته‌ش. همان‌جایی که هر بلندی‌ای اگر دمِ دستت می‌بود چشم می‌بستی و می‌پریدی. بی‌خیال ِ چشم و دل‌نگران‌هایِ دور و برت. سَدّه شکسته بود و هرچه که سال‌ها پشت‌ش انبوه کرده بودی که جلوی چشمِ دلت نباشند، سرریز شده بود. تویی که فکر می‌کردی که آدمِ نقاب زدن نیستی می‌دیدی که عریان شده‌ای، بی‌نقاب. من بودم که همیشه گفته بودم زندگی؟ هاه! حالا بیا ببین که یک‌پارچه نفرت نفرت و خشم. از زندگی، از هرچه درش، از عالم و آدم. طلب‌کار. گریزان. بیزار. بیزار.
چقدر تاب آوردی؟ چقدر تابِ پس‌زدن‌هایم را آوردی. تابِ نمی‌خوام‌ت برو! هایم را. می‌گفتی که بخندانی‌ام، پوزخندت می‌زدم. دورم می‌گشتی، بد و بی‌راه می‌گفتم. امیدواری را که جرأت نمی‌کردی بدهی بس‌که دیوانه‌ای شده بودم برای خودم! کلافه، سر در گم. کلافِ گوریده. می‌چرخیدم دور خودم. دور و بر این صفحه‌ی سفید بلکه به نوشتن ِ چیزی، نمی‌شد. پناه به مثلن خواب، نمی‌برد. اشک بود و هیچ‌چیز و هیچ‌کس رو نمی‌خوام. هرچه که بود من نبودم، این منِ عاشق ِ زندگی نبود. یا بودم؟ من ِ هیچ‌وقت ندیده‌ام بودم؟ منِ به سیمِ آخر زده؟ منِ یک-هو بریده و خسته؟
تو ولی خودت بودی، بودی و هیچ نگفتی و بودی و بودی...
و چه کردی؟ چه کارم کردی که آن همه لج را در لحظه‌ای به باد دادم؟ ول شدم لابه‌لای هجوم بوسه‌های خیس و شور و هرم نفس‌هات روی گردنم. آب شدم توی جونِ دلم گفتن‌هات. همین نبود آب شدن در گستره‌ی افق؟ غرق شدم میانِ پیچ و تاب‌هات دورِ موجِ تنم. که ذره‌ذره سپردم خودم را و تنم را به دست‌ها و لب‌ها و همه‌ی آغوشت. که زنده شدم و رام شدم و زندگی خواستم و خواستمت...
چه کارم کردی که نگارت شدم؟

TrackBack

TrackBack URL for this entry:
http://www.worldof.us/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/1900

Comments (4)

زانوم خوب شد با موسيقی درمانی البته :ي
delphica:
اگه یه زمونایی عرصه به یکی مثل مک که اصلا بلد نیست از نامیدی و بستوه اومدن حرف بزند هم تنگ بشه یعنی واقعا دنیاجای خزعبلیه
الهام خضرایی منش:
تا وسطای نزدیک به آخر کامن اشتباه آمده بودم...ببخشید وبلاگ مکین؟اما از وسطای نزدیک به آخر تر درست اومده بودم...البته که همه از این لحظات سانسور نشده دارند مال بعضیها حدود روزی سه بار و بعضیها سالی سه بارش هم عجیبه!چرا؟
نجمه:
این پست زندگی من رو نجات داد. عاشقتم مکین

Post a comment