چطوری بچه؟/ چطوری مک؟/ چطوری سحر؟/ چطوری دختر؟/ چطوری تو؟
با انواع آکسان روی ط، یا روی خودِ چطوری یا روی کلمه دومیه یا اصن بیآکسان و یلهوار ادا کردنشون، یا لحنِ یه سرزنش سرخوشانه بهش دادن... زمین تا آسمون باهم فرق دارن. معلومه، نه؟ همین میشه که گاهی میگم خووووبم، گاهی خخخوبم یا چاکککریم یا قربونت، قربانت... یا اگه مکالمهی مزخرف تلفنی نباشه یه نیش باز و کله تکون-تکون دادن.
در همین راستای نیمهفراری بودن از حال و احوال گرفتنهای تلفنی و بدتر از اون، حرفهای جدی، تنها تلفنی-گپزدنهای آدمواری و بیدغدغه و طولانی و لمیدهی من با سیدعلیرفتیه! نیم ساعت-سه ربع از در و دیوار و علف و آسمون!
