نوستول بیربط. جهت پرتکردن حواس ِخودم. رد نشوید!
دو سال پیش، همین ورا…
تو کلاس کاوه نشسته بغل دستم، سمت چپ، دستشو زده زیر چونهش و زل زده به دستها و نوشتن ِ من. استاد میگه فلان چیز فلان میباشد، من مینویسم است. کاوه زیرلبی، همونجور چونه به دست میگه: میباشد. گردنمو کج میکنم طرفش: میباشد غلط میباشد، میدونی که!
استاد میگه حرکتهایی آرپژ مانند... مینویسم حرکاتی. دوباره کاوه با بدجنسی دُرُستم میکنه که: گفت حرکتهایی. دونقطهدی میگم: این یکی راحتتره.
نجوا از سمت راستم در حال نوشتن، میخنده و کامنت میده که: چیه تو هم نوشتی حرکاتی؟
وقتی میتوانید ها به میتوان و توجه داشته باشید ها به توجه کنید تبدیل میشن، کاوه میگه: دِکی! یهو بگو یه عمر جزوههای تحریف شده میدادی دست ما دیگه!
